تبلیغات
روزنگاران ابهر

روزنگاران ابهر
جامعه ای از ابهری های مقیم اینترنت
تقریبا تمامی ارگان های مرتبط با برنامه خاله شادونه بعد از اون حادثه ناگوار از مسئولیت شانه خالی كردند و گفتند كسی با ما هماهنگ نكرده و این واقعه هیچ ربطی به ما نداره ، اما وكیل خاله شادونه دفاعیه ای ارائه دادند كه قابل تامل است.

در راستای اجرای برنامه جشن، حسب اسناد و مدارک موجود، اقدامات زیر از سوی مدیریت شرکت صدای آریای وطن و مراجع مربوطه انجام شده است.

1- در تاریخ 16 اردیبهشت 91 بنا به تقاضای شرکت صدای آریای وطن با مدیریت آقای امین تدین برای اجرای برنامه جشن کودک با حضور سرکار خانم ملیکا زارعی (خاله شادونه) مجوز اجرای برنامه توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خرمدره به شماره 157/91/ف صادر گردیده است.

2- در تاریخ 17 اردیبهشت 91 طی نامه شماره 623/14/4727 از طرف فرمانداری شهرستان خرمدره (با امضای معاون محترم فرماندار)، تصویر درخواست مدیریت شرکت آریای وطن به انضمام مجوز صادره از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت هماهنگی های لازم به نیروی انتظامی و اداره ورزش و جوانان شهرستان خرمدره ارسال گردیده است.

3- در تاریخ 17 اردیبهشت 91 طی قراردادی فیمابین آقای امین تدین (برنامه گذار جشن کودک) و نمایندگی بیمه ایران، سالن محل برگزاری جشن مذکور تا ظرفیت 3500 نفر برای پرداخت خسارات جانی منعقد گردیده است.

4- در تاریخ 20 اردیبهشت ماه 91 مبلغ 4 میلیون ریال، جهت برقرای نظم و امنیت مراسم طی یکفقره فیش به شماره 58479 به حساب فرماندهی انتظامی شهرستان خرمدره در موسسه مالی، اعتباری قوامین واریز گردیده است.

5- النهایه در تاریخ 21 اردیبهشت ماه 91 طی نامه شماره 709/23/4727 (دومین نامه) از سوی فرمانداری شهرستان خرمدره (با امضای معاون محترم فرماندار) خطاب به اداره ورزش و جوانان شهرستان خرمدره، اجرای برنامه جنگ شادی از نظر فرمانداری مذکور بلامانع اعلام گردیده است.

6- تعداد 2750 فقره بلیط، توسط مراکز فروش اعلام شده از سوی شرکت صدای آریای وطن به فروش رسیده، تعداد 200 فقره نیز در اختیار اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرمانداری خرمدره جهت مهمانان اداری قرارگرفته که با جمع آمارهای مذکور حدود 2950 فقره بلیط (تقریبا معادل ظرفیت اسمی سالن مراسم) در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفته است.

• اکنون پرونده در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان خرمدره تشکیل شده که با تلاش شبانه روزی ماموران محترم آگاهی شهرستان و استان و بنا به اطمینانی که به دستگاه محترم قضایی و نیز عوامل محترم قضایی استان اعم از رئیس کل محترم دادگستری استان، رئیس محترم دادگستری شهرستان خرمدره، دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان و بازپرس محترم پرونده وجود دارد، یقین داریم که مسیر پرونده در مجرای قانونی قرار گرفته و با استفاده از اسناد و مدارک موجود در پرونده و با بکارگیری کارشناسان زبده در این خصوص، مسببین اصلی حادثه شناسایی و برخورد قانونی لازم با آنها صورت خواهد گرفت لذا از اظهار نظر در خصوص علت حادثه تا اعلام نظر مراجع زیربط پرهیز مینمایم.

• از مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان به خاطر موضع خوبی که در جهت آزادی موکل از بازداشت گرفتند، نهایت سپاسگزاری را داشته و امیدواریم مسئولان سیاسی شهرستان و استان نیز با مواضع قانونی توام با تدبیر و پرهیز از پیشداوری عجولانه در جهت از بین بردن التهاب رسانه‌ای کاذبی که بصورت یکطرفه علیه برگزارکنندگان مراسم جشن بوجود آمده است، تلاش نمایند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط حامد عزیزخانی

(لطفا نظرتون رو در مورد مقصرین این حادثه  و پیشنهاد و راهكار تون رو بیان كنید)
بیش از چهار هزار مادر و كودك برای دیدن برنامه های خاله شادونه در سالن شهدای خرم دره آمده بودند كه تعدادی از مادران پس از دیدن برنامه به هنگام ترك سالن بر اثر فشار جمعیت در حالی كه فرزندان خود را در بغل داشتند به زمین افتاده و در زیر پای دیگران لگدمال شدند. وی گفت: در این حادثه مهدی مولایی 3 ساله، نگار صالحی 7 ساله و بهار شادمهر 6 ساله جان خود را ازدست دادند و 8 نفر هم مجروح و برای مداوا به بیمارستانهای ابهر، خرم دره و زنجان اعزام شدند. گفتنی است این سالن سه هزار نفری دارای حدود 170صندلی است.
فرماندار خرم دره گفت: ظرفیت این سالن 3 هزار نفر است ولی بیش از 4 هزار نفر وارد سالن شده بودند. این سالن دارای دو در خروجی است كه هنگام خروج، ازدحام تماشاگران موجب ایجاد حادثه شده است.
وی گفت: برای برگزاری این برنامه هماهنگی لازم با فرمانداری خرم دره صورت نگرفته بود.
نوری پور با بیان اینكه 2 نفر از مصدومین به دلیل وخامت حال به زنجان منتقل شده اند افزود: حال بقیه مصدومان رضایت بخش گزارش شده است.
وی در ادامه از بازداشت تعدادی از عوامل اجرای این برنامه خبر داد و گفت: مدیر برنامه «خاله شادونه» نیز بازداشت شده است.
به گزارش خبرنگار ما، در سالن ورزشی 3 هزار نفری خرم دره پلمب شد.
گزارش فارس حاكی است یكی از حادثه دیدگان در كما به سر می برد و حال چهار نفر از مجروحان وخیم گزارش شده است. رئیس تربیت بدنی خرم دره گفت: حادثه ورزشگاه 3 هزار نفری این شهر به دلیل سهل انگاری و بی مبالاتی برنامه ریزان برنامه خاله شادونه بوده است و متاسفانه مدیران این برنامه بیش از تعداد مجاز بلیت فروخته بودند.وی افزود: علت بروز حادثه دیروز به دلیل جدا كردن فرزندان از مادران توسط گروه اجرای برنامه بوده است.

******



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط حامد عزیزخانی

سلام

دوست عزیزم جناب آقای اسدی در وبلاگشون مطالبی در باب نقد فعالیت های فرهنگی شهرداری ابهر و شورای شهر ابهر منتشر کردند و مطالعه اون خالی از لطف نخواهد بود.

از بچگی معتقد بودم که تقلب کردن همیشه بد نیست و گاهی ادم خیلی خیلی می افته جلو حالا دوستان ما در بلاد کفر به جای واژه منحوس تقلب واژه تحت عنوان بنچ مارک ارائه کردند و فارسیش می شه الگو برداری و بومی کردن یک نمونه موفق به مراتب با کلاس تر از واژه تقلبه.

اما خوب باز هم سخت نیست مثلا یک صفحه از اینترنت باز کرد و سایت گوگل رو باز کرد و کلمه ای تحت عنوان مدیریت نوین شهری و البته معادل انگلیسی اون رو تایپ کرد دنیا دنیا مطلب پیدا می شه البته این کافرهای از خدا بی خبر مجلات بسیار غنی در باب مدیریت شهری و کاربری شهری منتشر می کنند کافی یک هفته وقت گذاشت و دید که ابهر با کدام یک از این تئوری ها همسو تره.

حالا این نشد اصلا مشکلی نیست دانشگاه ازاد اسلامی ابهر ، دانشگاه علمی کاربردی ابهر ، دانشگاه صائب ابهر ، دانشکده سما ، دانشگاه زنجان ، دانشگاه آزاد زنجان ، دانشگاه امام خمینی قزوین ، دانشگاه ازاد قزوین و ... دانشگاه های دیگه از گزینه های بسیار عالی برای انتشار یک اطلاعیه هم برای معماری شهری ، هم برای مدیریت شهری و هم برای مشکلات شهری و شهروندی ابهر در این دانشگاه های منتشر کرد و ازشون خواست که اقایان وخانوم های فرهیخته بیاید و یه زحمت بکشید اگر مایل بودید و موضوع پایان نامه خودتون رو یکی از این مطالب ارائه بدید و اگر واقعا مشکل شهر ما رو حل کرد هیچ ایرادی نداره که بیایم و حق الزحمه تحقیقات ایشون رو بدیدم مطمئن باشید اگر از فرصت های رایگان استفاده نکنیم در آینده مجبوریم هزاران هزار برابر هزینه حق الزحمه بابت این کار خرج کرد و نیمی از این نتیجه رو نگرفت.

بسیار گفته و نتیجه ای ندیده ایم ولی برای دلگرمی  خودمون باز هم می گیم ما می توانیم اگر بدانیم ؟!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1391 توسط حامد عزیزخانی
بعد از آنکه خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر ۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲ اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را.

چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.

حالا هم که این خبر پایین در آمده که بزرگواری میفرمایید و میخوانید:


بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی:

بگزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم ۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 توسط حامد عزیزخانی

چند روز پیش می خواستم  طرز فکر یکی از دوستان رو درباره حمله آمریکا به ایران بدونم ، به خاطر همین جلوش وایستادم و کاملا جدی گفتم : شنیدی آمریکا میخواد به ایران حمله کنه ؟

گفت : نه ، راست میگی ؟

وقتی دیدم یکهو رنگ و روش پرید شروع کردم به شوخی کردن  و کلی با هیجان از حمله آمریکا به ایران و این که اول به کجا ممکنه حمله کنه و ... براش توضیح دادن !!! بالاخره بعد کلی سرکار گذاشتن  دوست محترم  متوجه شوخی بنده و این  که دارم خالی میبندم  شد !

حالا از اون صحبتها چند روزی میگذره ولی هنوز که هنوز وقتی من رو میبینه میپرسه  : واقعا آمریکا به ایران حمله میکنه ؟

من هم فقط میخندم و میگم : آره جونم اول یه خمپاره میندازه شهر شما بعد ترکش هاش میرسه شهر ما و بعد دوتایی میریم اون دنیا :)

بعد وقتی فکر کردم دیدم خیلی ها هستند که این سوال براشون حل نشده هرچند جواب از بدیهیات است ! به خاطر همین یاد سخنرانی رهبری درباره تهدید آمریکا افتادم ! که فکر میکنم بهترین جواب برای این سوال باشه ، اگه شما هم اگه مثل دوست محترم همچنان جواب رو نمیدونید فیلم زیر رو ببینید !

[http://www.aparat.com/v/f2e43a07fa3af3585022922302419059121518]



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط حدیث عزیزی

 دیروز با یكی از بچه ها وقتی داشتیم از حرم برمیگشتم چیزی رو دیدیم كه تقریبا شاخ در آوردیم ! عماد ( یكی از انتشارات ) شیشه ی كتاب فروشیش رو پر كرده بود از كاغذهایی كه روش نوشته شده بود تخفیف 50 درصد ! خدای من درست میدیدم ؟! ما هم از خدا خواسته پریدیم تو مغازه و مثل آدمای گرسنه به كتابا نگاه میكردیم ! هنوز به  تخفیف 50 درصدی عماد ایمان نیاورده بودیم كه دوستم از فروشنده پرسید : ببخشید همه كتابها رو 50 درصد میدید ؟ فروشنده نگاهی بهمون انداخت و گفت : نه خانم ! فقط این قفسه و این قفسه و اون یكی قفسه ! به قفسه ها نگاه كردم هرچی كتاب كهنه و قدیمی بود توی اون قفسه ها جا داده بودند ! حالا كهنگیش رو هم اگه بیخیال میشدم كتابی كه مورد علاقم باشه و اصلا به درد بخور باشه نبود كه نبود ! دلم می خواست یقه فروشنده رو بگیرم و بگم پس چرا بیخودی این همه كاغذ تخفیف فلان و بهمان به شیشه ات زدی ! فقط واسه همین چندتا كتاب این همه تخفیف تخفیف میكنی ؟ فكر نمیكنی با احساسات من بازی میكنی ! همین موقع ها بود كه چند پسر نوجوون سرشون رو داخل مغازه كردند و گفتند : آقا راسته ؟ فروشنده نگاهشون كرد و گفت : نه پس شوخیه ! خندم گرفته بود ! می خواستم بگم كه آره بابا سركارید ! برید به درس و مشقتون برسید ! ولی خوب فقط سرم و انداختم پایین و رفتم بیرون !  

بگذریم از تخفیف 50 درصد كذایی ! حالا كه دوباره بحث كتاب پیش اومد بد نیست سراغ معرفی كتاب برم ! اما این بار دوتا كتاب ! دو كتاب از آقای حبیب احمدزاده ،  اولین بار مجموعه داستان داستان های شهر جنگی از ایشون رو خوندم ، كتابی كه شامل هفت یا هشت داستان كوتاه درباره جنگ بود ، و نكته ای كه برایم بسیار شیرین و دوست داشتنی بود نگاه تازه آقای  احمدزاده به جنگ بود ، زاویه دید جدید ! چیزی كه كمتر در داستان ها و رمان های دفاع مقدس به چشم میخورد ، داستان اول یعنی ( پرعقاب ) از زاویه دید یك دیده بان است كه در كمین نشسته تا سربازی عراقی را هدف بگیرد  ،داستان دیده‏بانی که قصد  انتقام از سربازانی را دارد که شهر او را تصرف کرده‏اند ، كل داستان در بیست و چند دقیقه رخ میدهد ! بیست و چند دقیقه كه هدف كشته شدن سرباز عراقی است كه غافل از حضور دیده بان در مسیری قدم برداشته ! دیده بان در حالی كه دوربین را به دست گرفته شروع به صحبت با شكار خود میكند و در تمام داستان راوی مخاطب را متقاعد میكند كه مرگ و زندگی عراقی در دستان دیده بان است اما پایان داستان مخاطب را غافلگیر میكند !

همه ی داستان های این مجموعه رو دوست دارم اما پر عقاب زیباترین داستان این مجموعه بود ، داستان های دیگه این كتاب شامل : هواپیما ، چتری برای كارگردان ، سی و نه و یك اسیر ، فرار مرد جنگی ، نامه ای به خانواده و سعد و ... است كه  تعدادی از این داستان ها هم تبدیل به فیلم شده كه معروف ترینش همون اتوبوس شب كه از روی داستان سی و نه و یك اسیر ساخته شده است . آقای احمد زاده در نوشتن فیلمنامه برخی فیلم ها نیز همكاری داشته از جمله : آ‍‍ژانس شیشه ای ، چتری برای كارگردان ، دكل و ... 

و اما دومین كتابی كه از آقای احمد زاده خواندم و بسیار جذاب بود رمان شطرنج با ماشین قیامت ایشون است .حوادث این رمان در آبادان و مربوط به سه روز از محاصره این شهر توسط نیروهای عراقی است. در رمان سعی بر این شده که به گونه‌ای متفاوت و با نگاهی فلسفی به وقایع و رخدادهای جنگ پرداخته شه . قهرمان این رمان دیده‌بان نوجوان 17 ساله‌ای است که به ناچار به جای دوست مجروحش ، راننده ماشین حمل غذا می‌شه. در حالی كه از این شغل ابا دارد و سعی میكنه افراد کمتری از این قضیه  باخبر بشند. وی مأمور به انجام دیده‌بانی برای عملیاتی می‌شه که طی آن قراره رادار عراقی موسوم به «سامبلین» را گمراه کنند؛ راداری که آن را «ماشین قیامت‌ساز» می‌نامند. وی در طی این روزها در حین ماموریتش در شغل جدید با افراد مختلفی (از جمله یک مهندس نیمه دیوانه) آشنا می‌شه و این آشنایی تحولی بزرگ را در او ایجاد می کنه. طی سه روز به دنبال پیچیدگی‌هایی که در سیر داستانی می‌بینیم، او آرامش کاری خود را از دست می‌ده و مجبور است هم مسئول پخش غذا باشه هم به چند آدم غیرمعمول که در شهر پناه گرفته‌اند، رسیدگی کنه و هم به عنوان دیده‌بان برای عملیات خاصی که در پیش است، بیشتر از قبل دیده‌بانی کند.

شطرنج با ماشین قیامت برای جوانان امروزی که فقط از جنگ خون و خونریزی را میدانند و همیشه در فیلم ها کشت و کشتار بوده،  بهترین فرصت است تا با فضای جنگی آشنا شوند . شطرنج با ماشین قیامت نشان میدهد جنگ است ولی همچنان زندگی ادامه دارد ، تعاملات اجتماعی در جریان است .

    



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط حدیث عزیزی

سلام به دوستان ، سال نو مبارک

دوستان خواسته بودند آمار وبلاگ رو بررسی کنم ! من هم امتحان کردم ! به قول دوستان چیزهای جالبی نشون داده شد ! برای اینکه بفهمم واقعا قضیه چیه ! می خوام یه مدت از سیستم آمار وب گذر در وبلاگ شخصی خودم استفاده کنم ! و ببینم آمار رو چطور نشون میده ! که بعد نتیجه رو اعلام میکنم ! و دو احتمال هم از همین حالا میدم یکی این که سیستم امار وب گذر دقیق نیست یا این که سیستم آماری که برای قالب وبلاگ طراحی شده اشکال داره ! و در هر صورت اتهامی به نویسنده ها و مدیر وبلاگ وارد نیست !

بگذریم از این قضیه ! به حال من یکی فرق نداره یک نفر وبلاگ بازدیدکننده داشته باشه یا اختلاس تا !!! و یه نکته دیگه این که من هیچ کدوم از نویسنده های وبلاگ رو نمیشناسم ! این رو خدمت دوستانی عرض میکنم که معتقدند من با نویسنده ها دست به یکی کردم که آشوب به پا کنم ! یاللعجایب !

دوستان مدام دارند به بنده لطف میکنند ایمیلها و کامنتهای تهدید کننده میفرستند ! وای ترسیدم ! خنده دارترین پیغامی که برام گذاشتند این بود : منتظر اقدام انقلابی ما باشید !

احسنت ، من طرفدار پرو پاقرص کارهای انقلابی ام ! یکیش محو مشایی و امثال مشایی از صحنه ی سیاست :)

یه سری دیگه پیغام دادند : دست بکش از سیاسی بازی !

آخه یکی نیست بگه شما فعلا برو لغت نامه دهخدا رو نگاه کن ببین نقد سیاستمداران کجاش سیاسی بازیه ؟! پس کرسی های آزاد اندیشی چی میشه عمو ؟ عمو جان تا کی باید ساکت بشینیم ؟

قضیه از اینجا شروع شد که من عزیزی یه انتقادهایی از جناب مشایی ، عزیز آقای احمدی نژاد و به عبارت دیگر ( مشایی نژاد !! ) کردم ، نتیجه چی شد ؟ بذارید بگم، رسیدیم به آمار، عجب ! شد قضیه مناظره موسوی و احمدی نژاد ! شایدم یه چیز شبیه مناظره رضایی و احمدی نژاد !(منظورم نوع ورود به بحث و گارد گرفتن در مقابل همدیگه است ) 

ولی موضع رهبری  در برابر این مناظره ها چی بود ؟ برید بخونید و بشنویید !

راستی به لینک های زیر مراجعه کنید!

مشایی در ترکیه

مطهری و مشایی

سیگنال های مشایی

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط حدیث عزیزی
سلام
با تاخیر یک هفته ای بالاخره موفق شدم به اینترنت دسترسی پیدا کنم و سال نو رو به همه عزیزان تبریک بگم، امیدوارم سالی پر از سعادت ، سلامت ، سرافرازی ، سر زندگی ، سرمایه ، سرور ، سروری برای همه دوستان باشه.
سال نو مبارک


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط حامد عزیزخانی

 مثل اینکه با نوشتن جواب کامنت های دوستان نمیشود حق مطلب را ادا کرد ! در کامنت های پست یه تذکر از کد دادن یا ندادن رهبری درباره جریان انحرافی صحبت شد ! اجازه بدید کمی در این خصوص بگویم !

سوال این جاست که موضع رهبری در مورد جریان انحرافی و آقای مشایی چیست ؟ آیا موافق ایشان هستند یا مخالف ایشان ؟

و اما پاسخ : مشخص است که موضع رهبری در مورد این جریان  سکوت است ! یعنی این جریان در نظر رهبری یک موضوع فرعی است ! ( البته نه به معنای این که ما هم دست به سینه بنشینیم و کاری نکنیم بلکه باید با این جریان مقابله کنیم و نذاریم پیشرفت بکند ) امروز جایگاه رهبری به جایی رسیده كه دیگر لازم نیست به طور مستقیم در همه ی قضایا وارد شوند ، همین جوری که اقا سکوت کرده اند کلی بحث و جنجال در خصوص این جریان به پا شده ! عده ای مثل آقای طائب و آیت الله مصباح مخالف این جریان و عده ای مثل علی اکبرجوانفکر  مشاور رئیس جمهور در پی دفاع از آقای مشایی هستند ! مثلا آقای جوانفکر در خصوص مشایی این طور میگه : واقعا من به آقای مشایی حسرت می خورم که با این تهمت ها و توهین هایی که به ایشان شده برای خودش آخرتش را خوب آباد کرده است.

حالا شما تصور کنید رهبر بیاید بگوید من موافق یا مخالف مشایی هستم چه اتفاقی می افتد ؟!

در پست قبلی یک سپاهی میگفتند دنبال وحدت باشید ! بذارید این مسئله رو هم  با یه مثال توضیح بدم :

 در قضیه دکتر شریعتی هر چه از امام خمینی می پرسیدند نظرتون رو درباره شریعتی بگویید !  ایشان طفره می رفتند ! و میگفتند ما مسائل مهم تر از این ها داریم !!! می خواهد شریعتی خوب باشد یا بد ! دنبال وحدت باشید . چرا امام خمینی این طور پاسخ میدادند ؟ به خاطر این که موضوع اصلی نبود و خوب بودن یا نبودن شریعتی کمکی به حل مسائل کشور نمیکرد ! اما جریان مشایی مثل شریعتی نیست ! مشایی الان به کسی تبدیل شده که رئیس جمهور  بی اجازه اون آب نمیخوره :)

البته قصد بی احترامی به اقای احمدی نژاد رو ندارم چراکه به تعبیر آقای طائب : امروز اگر مشایی را بشناسیم اعتراض ما به احمدی‌نژاد فروکش خواهد کرد! در این مدت زمانی که مشایی با احمدی‌نژاد بوده است القائات بسیار وحشتناکی به احمدی‌نژاد داشته است (مخصوصا این که بعضی از سخنان خود را منتسب به امام زمان می‌کرده است) و این که احمدی‌نژاد چه کار بکند و چکار نکند و احمدی‌نژاد هم تبعیت می‌کند چون فکر می‌کند که مشایی با امام زمان مرتبط است ( به جهت این که اخبار غیبی می‌گوید و محقق می‌شود).

رهبری می خواهند خودمون این قضیه را حل کنیم ! نمی خواهند بحثی درباره مشایی کنند که تیتر روزنامه ها و رسانه ها شود ! با وجود تمام این حرفها من فکر میکنم رهبری کد هم داده اند ! به طور مثال :  ماجرای عزل مشایی !!

 

پایین نوشت 1 : دوستان من مدیر وبلاگ نیستم و دسترسی کامل به امکانات وبلاگ ندارم  ، فقط مینویسم ! اگه خواستید کامنتهاتون خصوصی باشه لطفا به  اینجا برید و کامنتتون رو اونجا خصوصی بذارید .

پایین نوشت 2 : نمیدونم این مقدار بحث کافی بود یا نه ! ولی اگه دوستان علاقمند باشند باز هم درباره مشایی ( شخصیت محبوب من !!!!! ) خواهم نوشت ! ، یاعلی

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اسفند 1390 توسط حدیث عزیزی
درباره وبلاگ

شهر الكترونیك یك اختراع و یا یك پیشنهاد نو آورانه نیست بلكه واقعیتی است كه بر اساس نیاز جای خود را باز می كند . اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشتر قدم در اجرای آن بگذاریم.

hamed.azizkhani@gmail.com
Blog Skin