عید سعید فطر بر مسلمانان مبارک باد

دلها همه بهاران شد از شمیم باران مه، رخ نموده امشب در عید روزه داران هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران
عید همتون مبارک
طلسم شکست ... !
از دو جهت :
1) چاپ کتابم
2) آپ این بلاگ بعد 3ماه شایدم بیشتر !
میخواستم یه گلایه بکنم از ... ؟؟؟ اگه گفتی؟ د نمیدونی دیگه !
دست مریزاد ... اینه رسمش؟؟؟ چطور میگید ما به فرهنگ و ادب و هنر و از این چیزا ارزش قائلیم در صورتی که یه عدد انسان برای گرفتن مجوز رمانی که طفلکی
هیچ مطلب سیاسی یا قربونش برم
غیر اخلاقی نداره اینقدر انتظار بکشه ...
اینجاس که شاعر می فرماید : انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم؟؟؟(قابل توجه استاد گرانقدر
)
جدی جدی در نیمه ی خرداد امسال طی یکسری عملیات شهادت طلبانه (بدون گاز اشک آورااا
) رمان بنده ی حقیر مجوز گرفته و طی یکسری عملیات مسلحانه ( البته با لباس شخصی نه هااااا
) 3ماه بعد به چاپ رسید
... ولی خودمونیماا این جریان بعد انتخابات به خیلیا ضربه وارد کرد ... حتی منه نویسنده
(واه واه واه به قول استاد گفتنی تو هنو بچه ای بچه! چه خودشو جزو نویسنده ها حساب میکنه ! والا! )که کلی معطل چاپ کتاب شدم ... مگه نه؟؟؟
اصلا بگذریم ...
جناب مهندس ورودتان به عرصه خدمت سربازی و به نوعی سرباز وطن شدن را به جناب عالی و خانواده ی محترم تبریک و تهنیت عرض کرده (گرچه کمی دیر
) و از خداوند متعال در این ماه عزیز و پر برکت برای شما طلب صبر و در انتها عافیت را خواستارم ... (مُردی منووووووووووو چقدر رسمی حرف زدم
)
دور بودن از بلاگ و بلاگ نویسی همینارم داره دیگه ... یی هو میای تو ارسال مطلب بعد یی هو هواگیر میشی میای چرت و پرت تحویل ملت میدی !
حالا :
کودک 1 : دلت بسوزه ...دیروز از مامانم پونصد تومن گرفتم ، همش رو نوشمک خریدم ...
کودک 2 : اِهکی ، مامان منم هزار تومن بهم داد چن تا پفک خریدم ...
نوجوان 1 : پونزده هزار تومن دیگه جمع کنم، اون ام پی تری پلیری رو که گفتم رو می خرم !
نوجوان 2 : خوبه که حالا تو با پونزده هزار تومن دیگه کارت راه میفته ، منو بگو که تا چار صد و هفتاد هزار تومن ، دویست و چهل هزار تومن دیگه باید از باباهه بتیغم ! اگه بدونی N98 ش چقدر تمیزه!
جوان 1 : دختر خاله باجناق دائیم با یه پزشک جراح آشناس ، میگه صحبت کردم واسه جرای زیبایی بینی ت حدود هشتصد،هشتصدو پنجاه هزار تومن بیشتر نمیگیره ... خیلی خوبه ها نه؟؟؟
جوان 2 : آره الان دیگه هشتصد هزار تومن پولی نیست که! این پول چار پنج بار بوتاکس زیر پلک و ابرو و گونه ی منه!
میانسال 1 : زمینش خوب جائیه ! استعلامش رو هم از شهرداری گرفتم ، قیمتش؟ مفت : متری دو میلیون و هفتصد هزار تومن .
میانسال 2: دستت درد نکنه پس دیگه ریش و قیچی دست خودت ... تا اونجا که قیچیت می بُره بِبُرون. بیست تای سهمت تا نخورده تو پاکت ، کناره!
مسن 1 : ای بابا ... این صنار سه شاهی حقوق بازنشستگی هم خرج دوا درمون نمیشه! ایناها ! یه شربت و دوتا ورق قرص و یه کپسول،هشتصد هزار تومن شده ، یه چسب زخمم روش داده !
مسن 2 : باز خوبه تو دفترچه بیمه داری و یه حقوق بازنشستگی! پس من چی بگم؟ دیروز غروب فشارم افتاده بود، تا رفتم زیر سِرُم و اومدم بیرون،به جون بچه هام ، چارده هزار تومن پولشو همسایه مون داد! چارده هزار تومن ! این بار دیگه فشارم خیلی رفت بالا !
محتضر 1: هر هر هر چی ...هرچی ملک و املاک و پول کناری دارم ، می بخشم به پِس پِس پسر بزرگم مم مم ممد ...
محتضر 2 : اِ ... ؟ چت شد یه دفعه ؟ اِ ... عب ... باس ... ساقا ... ! عباس ... آقا ... ! اِ ... یکی ... اِ ... بیاد ... کمک ...!
(اینجوریاس دیگه ...!
)
آقای رییس سرباز می شود
این شخصیت رو که همتون میشناسین نه؟
حامد عزیزخانی مدیر انجمن روزنگاران ابهر(وبلاگ نویسان )
این شخصیت به زودی به سربازی می رود!(شکرخدا)برای ایشون توفیق در خدمت (علی الخصوص در صبحگاه و رزم های شبانه)را از خدا می خواهیم و امید واریم که همچنان در دوران خدمت مقدس سربازی خود فعال و کوشا باشند (بدوند و سینه خیز بروند،کلاغ پر و پا مرغی هم فبهاالمراد).
حالا جدا از شوخی امیدوارم حامد عزیزخانی این دوره جذاب (ولی سخت)از زندگی رو به سلامتی بگذرونه ودوباره به آغوش وطن(ارکین)برگرده انشاالله و دوباره فعالیت های انجمن رو با مدیریت مهندس حامد شاهد باشیم.
با آرزوی توفیق برای همه بچه های انجمن
"""ضمنا مراسم کچل کنان این سرباز وطن شنبه برگزار می گردد"""
روزخبرنگار مبارك

روز خبرنگار ( سالروز شهادت محمد صارمی ) بر تمامی خبرنگاران گرامی باد
شاید این جمعه بیاید ..... شاید

در سیر آمد و رفت جمعه ها من خسته هنوز امیدوار چشم به راهت
ترسم از این است كه از عمرم مهلت جمعه دیگر نباشد.
دومین گرد همایی بزرگ جوانان ابهر
هفته جوان رسید و بلاخره با همه مشکلات بچه های انجمن چندمین همایش رو هم تجربه کردن تا برای جشنواره ها و همایش های بعدی آماده بشن . سال گذشته توی همچین روز هایی بود که حامد نوشت امید وارم مراسم سال بعد رو فرشید اجرا کنه!!! امسال امید حامد به واقعیت تبدیل شد . اولین مراسمی بود که من مجریش بودم . امید وارم همه دوستان هر کم و کاستی که بود رو به بزرگواری خودشون ببخنشد .

اینطور هم که بوش میاد حامد رفتنی شده (خدمت رو میگم بابا ! ) براش از طرف همه بچه ها آرزوی موفقیت میکنم . امید وارم همیشه سربلند و پیروز باشه .
یه نکته اساسی که باید بگم اینه که امید وارم با رفتن حامد که البته خیلی هم طول نمیکشه و خیلی زود دوباره کار های زیادی داریم که باهم انجام بدیم دوستان همینطور به همکاریشون با انجمن ادامه بدن تا انشا الله قدم های بزرگ تری رو در راستای پیشرفت شهرمون و کشورمون برداریم .
جا داره از همه دوستانم که در مراسم زحمات زیادی کشیدن تشکر کنم و عذر خواهی کنیم بابت اینکه به لطف مسولین عزیز دیروز آخر مراسم خیلی شلوغ شد و از همه نشد که تشکر کنیم .
خوش باشید
همیشه باشید
تنها نباشید
فرشید
روز جوان ایرانی گرامی باد

درخواست معتمدین ابهر از مسئولین: عزیزی بازگردد
با تغییر و تحولات چند روز اخیر در راس مدیریت شهرستان و آمدن اسکندری با حکم سرپرستی فرمانداری ابهر شنیده ها از رایزنی معتمدین شهرستان برای بازگرداندن محمد عزیزی فرماندار اسبق ابهر حکایت دارد،گفتنی است عزیزی در دوران فرمانداری خود پروژه های حیاتی بسیاری را در ابهر کلید زده و از محبوبیت خاصی در بین معتمدین و جوانان ابهر بهره می برد .عزیزی درکارنامه خود مدیرکلی صدا سیما،مدیر خبر،فرمانداری ابهر،شهرداری زنجان را دارد وی هم اکنون مشاور وزیر اقتصاد و دارایی است.
خطوط هوایی ایران راهی به آخرت

تبلیغات یکی از شرکت های هواپیمایی ایران :
ما شما را با آرامش ، بدون درد و با سرعت باور نکردنی به آخرت می بریم .
امیدواریم که پرونده اعمال خوبی داشته باشیم!